سنتور

سنتور/ کتاب نوشته شده درباره سنتور/ سنتورنوازان / سنتورسازان

مصاحبه روزنامه وطن امروز با شهاب منا درباره کتاب حبیب سماعی و راویان آثار او

با شهاب منا ، به بهانه انتشار كتاب «حبيب سماعي و راويان آثار او» آزاده صالحی

وضع کتاب‌های پژوهشی موسیقی مطلوب نیست

شهاب منا یکی از پژوهشگران و محققان جوان در حوزه موسیقی است که تاکنون آثار ارزشمندی از رهگذر تحقیقات خود به جای گذاشته است؛ آثاری که بی‌تردید می‌توان هریک از آنها را در شناخت چهره‌های برجسته موسیقی اصیل ایران مهم قلمداد کرد. منا دارای مدرک کارشناسی در رشته موسیقی از دانشگاه تهران و مدرک کارشناسی ارشد در رشته پژوهش هنر از همین دانشگاه است. او مدرس موسیقی و مولف کتاب‌های تحقیقی در این زمینه است که «ردیف میرزاعبدالله برای سنتور بر اساس اجرای مجید کیانی»، «بخش‌هایی از ردیف حبیب سماعی به روایت طلیعه کامران، «ضربیهای حبیب سماعی براساس اجرای مجید کیانی»، «مجموعه مقالات درباره سنتور»، «آموزش سیبلیوس (به انضمام روش نت نویسی و اجرای موسیقی ایرانی)» و... برخی از این آثار به شما می روند. با او به مناسبت انتشار کتاب «حبیب سماعی و راویان آثار او» که طی ماه های اخیر از سوی نشر سوره مهر وارد پیشخوان کتابفروشی ها شده است به گفت و گو نشسته ایم. 

کتاب «حبیب سماعی و راویان آثار او» تازه‌ترین اثر شما در حوزه تالیف و پژوهش‌ است. اگر ممکن است درباره این کتاب توضیح دهید.

در واقع جرقه اولیه نگارش این کتاب در برخوردی که هنگام ارزیابی یکی از کتاب‌های قبلی‌ام انجام شد، زده شد. استاد مجید کیانی (متولد 1320)، در سال 1369 آلبومی با عنوان «ضربی‌های حبیب سماعی» شامل چهارمضراب‌ها و ضربی‌های استاد حبیب سماعی (1369-1280) منتشر کرده بودند که عمده مآخذ مورد استفاده‌شان ضربی‌هایی بود که در دهه 50-40 از شاگردان حبیب سماعی جمع‌آوری کرده و در این آلبوم آنها را تنظیم و بازنوازی کرده بودند. آقای کیانی به بنده پیشنهاد کرده بودند این آلبوم را نت‌نگاری کنم. این کار را زیر نظر و تایید ایشان در سال 1384 به انجام رساندم و کتاب با تاییدیه استاد آماده انتشار شد. هنگامی که کتاب را به یکی از ناشران موسیقی ارائه کردم در جلسه‌ای که برای بررسی کتاب تشکیل شده بود یکی از بررسان اذعان داشت حبیب سماعی، چنانکه از او یاد می‌شود، به نسبت سنتورنوازان امروزی، چندان درخور اهمیت نیست و شاگردی نیز نداشته و این به‌اصطلاح شاگردان او نیز سنتورنوازان چیره‌دستی نبوده‌اند و کار را زیر سوال بردند. این رویکرد دقیقا خلاف رویکرد هنرمندان گذشته‌گرایی چون مجید کیانی بود که حبیب سماعی را سرآمد سنتورنوازان معاصر می‌دانند و تحقیق بر نواخته‌های شاگردان او را در بررسی و نزدیک‌شدن به شیوه و مطالب او بسیار مهم تلقی می‌کنند و اذعان می‌دارند بررسی نواخته‌های آنها بسیار بهتر از بررسی نت‌نگاری‌های موجود از نواخته‌های سماعی (در «ردیف سنتور ابوالحسن صبا») ما را به شیوه و مطالب حبیب رهنمون می‌کند. این دو رویکرد کاملا متعارض برای من بسیار سوال‌برانگیز بود. در واقع بر آن شدم که صحت این موضوع، یعنی میزان هنر حبیب سماعی و شاگردان او را خود بر اساس مستندات تاریخی و صوتی بررسی کنم که نتیجه چندساله آن کتاب «حبیب سماعی و راویان آثار او» است. ضمن شروع تحقیق، نواخته‌هایی از شاگردان حبیب سماعی را گردآوری کردم و شنیدن آنها برای من که سال‌ها نواخته‌های سنتورنوازان مطرح معاصر را دنبال کرده بودم، بسیار ناب و اصیل جلوه ‌کرد. برخی از آنها، مانند طلیعه کامران و مرتضی عبدالرسولی از بیشتر سنتورنوازان حرفه‌ای معاصر (یعنی افرادی که شغلشان اجرای موسیقی است) بهتر و پرتکنیک‌تر می‌نوازند. زیبایی و اصالت نواخته‌های ایشان مانند موتور محرکی برای پیشبرد این تحقیق عمل ‌کرد و با شنیدن این آثار از خود می‌پرسیدم شاگردان حبیب سماعی که این نواخته‌ها را به این استادی اجرا کرده‌اند چه کسانی بوده‌اند و چرا هیچ نام و شرح‌حالی از ایشان در کتب تاریخ موسیقی ایران موجود نیست؟! بدین‌ترتیب، شروع به تحقیق درباره شرح‌حال و باقیات ایشان از استاد سماعی و یافتن و بررسی دیگر نواخته‌های شاگردان وی کردم تا هم ایشان را بشناسم و هم به دیدی جامع‌تر درباره روش سنتورنوازی سماعی و نیز یگر اطلاعات تاریخی درباره شرح‌حال و زندگی استاد سماعی برسم. در واقع این کتاب، مبین تاریخچه سنتور و سنتورنوازی در اوایل قرن حاضر است که پیش‌تر اطلاعات موثق و مبسوطی درباره آن وجود نداشت.

طبعا از رهگذر نگارش چنین کتابی به منابع مستند زیادی رجوع کرده‌اید. سوال این است که آیا تاریخچه موسیقی مکتوب ما امروز به اندازه‌ای که باید از غنای کافی بهره‌مند است تا بتوان برای نگارش زندگینامه و احوال هنرمندان دیگر از آن استفاده کرد؟

خیر، در زمینه زندگینامه و احوال هنرمندان گذشته موسیقی منابع محدود است و این محدودیت از موقعیت موسیقی و موسیقیدان از نظر شرع، همچنین شأن اجتماعی موسیقیدانان و اهمیت مردم به موسیقی و موسیقیدان و عدم حمایت سازمانی و دولتی برای پژوهش‌ در زمینه تاریخ موسیقی سرچشمه می‌گیرد.

درباره حبیب سماعی، تنها منبع مدون دست‌اول دفترچه‌ای بود که روح‌الله خالقی پس از مرگ سماعی به یاد او گردآورده و انجمن موسیقی ملی آن را منتشر کرده بود. باقی مطالبی که از سرگذشت سماعی در کتاب‌های دیگر موجود بود تقریبا رونویسی نوشته‌های خالقی محسوب می‌شدند. درباره شاگردان سماعی هم که مقدار اطلاعات مکتوب مندرج در کتب موسیقی تقریبا صفر بود. بنابراین، این تحقیق با خواندن و مطالعه منابع مکتوب پراکنده، روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها، ماهنامه‌ها، سالنامه‌ها، کتب شرح‌حال رجال سیاسی و اجتماعی و... از زمان حیات حبیب سماعی تا چند دهه پس از وفات او، خط به خط جمع‌آوری شده‌اند. ضمنا بسیاری از مطالب کتاب نیز از طریق تحقیق میدانی (اطلاعات شفاهی) گردآمده‌اند که در منابع مکتوب وجود نداشته‌اند و کاملا دست‌اول محسوب می‌شوند و درج آنها بسی بر غنای مطالب کتاب افزوده است. در واقع درباره شناخت برخی موسیقیدانان معاصر، منابع شفاهی بسیار غنی‌تر از منابع مکتوب هستند.


فصلی از کتاب به گفت‌وگو با شخصیت‌هایی چون داریوش صفوت، فریبرز کامران، منوچهر صادقی، طلیعه کامران، علی شایگان و. . . اختصاص دارد که در واکاوی شخصیت هنری حبیب سماعی و فعالیت‌های ارزند‌ه او تاثیر بسیاری بر خواننده می‌گذارد. این افراد بر اساس چه ملاکی برای گفت‌وگو انتخاب شده بودند و دسترسی به آنها از چه مراحلی گذشت؟

افرادی که با آنها مصاحبه‌ کرده‌ام چند گروه را شامل می‌شوند: شاگردان زنده حبیب سماعی (داریوش صفوت، طلیعه کامران)، موسیقیدانان حرفه‌ای که با شاگردان حبیب سماعی معاشر و در تماس بوده‌اند (منوچهر صادقی، علی شایگان و... )، خانواده‌های شاگردان حبیب سماعی (سلیمان عبدالرسولی، کیخسرو ظفر و... ) همچنین معدود افراد زنده‌ای که محضر حبیب سماعی را مستقیما درک کرده بودند (مانند فریبرز کامران). برخی از این افراد در ایران بسر می‌بردند و برخی خارج از ایران. پیدا کردن افرادی که در ایران بودند از طریق موسیقیدانان، اطلاعات تلفن و... صورت گرفت و یافتن افراد خارج از کشور از طریق سایت‌های جست‌وجوی مردم در آمریکا و فرانسه و نیز با استفاده از موسیقیدانان و منابع محلی. در چند مورد یافتن این اشخاص خارج از کشور بیش از یک سال ادامه یافت تا منجر به نتیجه شد. البته این بخشی از کار بود و بخش دیگر برقراری ارتباط موثر و کسب اطلاعات و اسناد و تصاویر لازم از ایشان بود که به ‌هر‌ رو انجام پذیرفت. شرح چگونگی گردآوری این کتاب خود کتابی است نانوشته!


فکر می‌کنید نگارش کتابی چون حبیب سماعی چقدر می‌تواند برای دانشجویان رشته موسیقی مفید واقع شود؟ البته اگر این کتاب به چرخه آموزشی دانشگاه‌ها راه نیابد طبعا چنین شناختی هم حاصل نمی‌شود.

عموما کتاب‌هایی وارد چرخه آموزشی موسیقی ایرانی می‌شوند که روش آموزش ساز یا ردیف موسیقی ایرانی را شامل شوند. کتاب «حبیب سماعی و راویان آثار او» کتابی آموزشی نیست؛ اثری پژوهشی است که از مطالعه آن مخاطب خاص موسیقیدان اطلاعاتی تاریخی و فنی جدیدی درباره شیوه قدیم سنتورنوازی ایرانی و سنتورنوازان این شیوه کسب می‌کند. در این کتاب مطالب و اسناد دست‌اولی برای نخستین‌بار به تاریخ موسیقی ایران معرفی شده است، از جمله دفترچه اسامی ردیف محمد صادق‌خانی (ردیف سنتور) که در آن ردیف موسیقی دستگاهی به 12 دستگاه با تقسیم‌بندی‌هایی متفاوت با ردیف فعلی (ردیف تار میرزاعبدالله و میرزا حسینقلی) تقسیم شده و حاوی گوشه‌ها و اسامی‌ای است که امروزه از یاد رفته‌اند و نشانگر سنت‌های موسیقایی دیگری در دوره قاجار، ‌جز مکتب علی‌اکبر فراهانی (مکتب تار دوره قاجار) است.

یکی از مولفه‌هایی که درباره کتاب «حبیب سماعی و راویان آثار او» می‌توان نام برد، وجود یک CD صوتی است که در کنار کتاب منتشر شده و طبعا به شناخت خواننده درباره حبیب سماعی کمک زیادی خواهد کرد. این ایده چطور به ذهنتان رسید؟

حین تحقیق میدانی خود، چندین ساعت از نواخته‌های شاگردان حبیب سماعی را از مجموعه‌های شخصی جمع‌آوری کردم. در کتاب هم پس از شرح‌حال هریک از افراد معرفی‌شده در کتاب، به معرفی و شرح نواخته‌های مضبوط به‌جامانده از آنها پرداخته‌ام. برای گویا شدن و مستند کردن توضیحات کتاب و نیز برای ارتباط بیشتر مخاطبان با کتاب لوح فشرده همراه آن‌ را تهیه کردم بویژه که اهل موسیقی، عموما مشتاق شنیدن‌اند تا خواندن. در این CD از هریک از شاگردان حبیب سماعی یک نمونه صوتی 8-5 دقیقه‌ای گنجانده‌ام. همچنین برای ایجاد ارتباط عاطفی مخاطب با کتاب، صدا و گزیده‌ای از گفتار برخی دوستان و شاگردان حبیب را که در کتاب از اطلاعات آنها استفاده شده بین نواخته‌ها قرار دادم، از جمله صدا و گفتارهای محمدحسین شهریار، کیقباد ظفر و داریوش صفوت را درباره حبیب سماعی و سنتورنوازی او. قصد دارم همه نواخته‌هایی که از شاگردان حبیب سماعی گردآورده‌ام برای استفاده عموم علاقه‌مندان موسیقی ایرانی منتشر کنم و در این زمینه، نخستین این آثار را در اول تیرماه سال جاری با عنوان لوح‌فشرده «یادگار حبیب (حاوی بخش‌هایی از ردیف حبیب سماعی)» با سنتور فاخر خانم طلیعه کامران (شاگرد مستقیم استاد سماعی) و همراهی ضرب و آواز استاد حسین تهرانی که در دهه 30 ضبط شده و 50 سال بر جامعه موسیقی ایران پوشیده مانده بود از سوی موسسه آوای باربد منتشر کردم که بی‌شک از بهترین سنتورنواخته‌های معاصر ایران است.

امروز جایگاه انتشار کتاب‌های پژوهشی موسیقی و میزان استقبال مخاطبان از آنها را چطور ارزیابی می‌کنید؟

در حال حاضر، وضع چاپ کتاب‌های پژوهشی در زمینه موسیقی چندان مطلوب نیست. متاسفانه کتابسازی در زمینه موسیقی نیز رواج یافته و بسیاری از کتاب‌هایی که در زمینه سازهای ایرانی چاپ می‌شوند یا متدهای غیراصولی‌اند یا گلچین آهنگ‌های ساده‌پسند برای نوآموزان سازهای مختلف که اکثرا از روی همدیگر کپی‌برداری و بازنویسی می‌شوند. متاسفانه این قبیل کتب اخیر که نباید جنبه آموزشی بیابند، بعضا جایگزین متدهای تدریس و تکنیک سازها شده‌اند. با توجه به پایین آمدن سطح توقع و آگاهی عموم جامعه نسبت به موسیقی، مطالعه کتاب‌های پژوهشی موسیقی نسبت به گذشته نیز مخاطبان کمتری یافته است و ناشران خصوصی نیز عموما از انتشار این قبیل کتب سر باز می‌زنند، چرا که بازده مادی ندارند و برخی ناشران موسیقی در حال حاضر فقط در زمینه انتشار کتب آموزشی موسیقی که به برگشت مادی آنها اطمینان دارند فعالیت می‌کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1378ساعت 0:0  توسط شهاب منا  |